هیات محبین فاطمه الزهرا (س)
اطلاع رسانی برنامه های هیات ، مطالب  مذهبی ، علمی مذهبی

به گزارش سرویس دینی جام:
 یزید که حضور اهل بیت پیامبر را برای حکومت خود خطری بزرگ می دانست مترصد بود تا در فرصتی مناسب آنها را به جایی غیر از شام اعزام کند که این فرصت با طرح سه درخواست از سوی امام زین العابدین(ع) به دست آمد.

امام فرمود:

اول:یک بار دیگرمی خواهم رخسار پدرم را ببینم.

دوم: آنکه دستور دهی هر چه از ما غارت برده اند بازگردانند.

سوم:اگر تصمیم به قتل من گرفته ای فردی مورد اعتماد را با این زنان همراه کن تا آنها را به حرم پیامبر بازگردانند.

یزید پاسخ داد، خواسته اول تو هرگز برآورده نخواهد شد.

درخواست دوم را به چندین برابر جبران می کنم و در مورد سوم جز تو کسی همراه زنان نخواهد بود.

امام فرمود:

اموالت را نمی خواهم و بر تو ارزانی باد،آنچه از ما غارت شده است بازگردان زیرا در میان آنها مقنعه، گردنبند و پیراهن مادرمان فاطمه(س) قرار دارد.

یزید فرمان داد آنها را باز گردانند و دویست دینار نیز به آنها افزود و اسیران اهل بیت را به سوی مدینه باز گرداند.

امام آن دینارها را به مستمندان شام بخشید(1).

هنگام حرکت، یزید، مقداری وسایل را به همراه کاروان فرستاد و به ام کلثوم گفت: اینها در قبال مصایبی است که بر شما وارد شد.

ام کلثوم فریاد زد:

چقدر تو بی حیا و بی شرمی! برادرم حسین(ع) و اهل بیت او را کشته ای و به ما مال و منال می دهی؟! هرگز این اموال را نمی پذیرم(2).

حرکت از شام

پس از هفت روز حضور تلخ و جانکاه، نعمان بن بشیر،(3) به فرمان یزید، وسایل سفر اهل بیت را فراهم، و آنان را همراه با فردی امین به سوی مدینه روانه کرد(4). در مسیر راه هر جا که کاروان فرود می آمد آن ماموران از خاندان رسالت فاصله می گرفتند و تا رسیدن به مدینه این روش ادامه داشت(5).

پی نوشت ها:

1- الملهوف، ص 82، زخّار، قمقام، ص 579، با اندکی اختلاف.

2- بحار الانوار، ج 45، ص 197.

3- سلف عبیدالله بن زیاد در کوفه بود که پس از هلاکت یزید مردم را به بیعت با عبیدالله بن زبیر دعوت کرد. الاستیعاب، ج 4، ص 1496.

4- زخّار، قمقام، ص 579.

5- وقعه الطّف، ص 372.



موضوعات مرتبط: حضرت امام حسین(ع)، حضرت امام سجاد(ع)، محرم و عاشورا
برچسب‌ها: آنچه که امام سجاد از یزید خواست
[ یکشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 17:59 ] [ انجمن نویسندگان ]
امام باقر(ع) هم که در آن زمان دو سال و چند ماه بیشتر از زندگی اش نمی گذشت در برخورد با تعدادی از درباریان دستگاه اموی که به یزید توصیه می کردند اسرای خاندان وحی را به قتل رساند از جای خود برخاست و پس از حمد و ثنای خداوند فرمود:

مشاوران تو بر خلاف مشاوران فرعون رأی دادند؛ زیرا آنها در پاسخ فرعون درباره موسی وهارون گفتند:

او و برادرش را مهلت ده و فرستادگانی را به شهرها رهسپار کن تا جادوگران اجتماع کنند و پس از آنکه ساحران آمدند آنها را آزمایش کن.(1)

در حالی که اطرافیان تو به قتل ما اشاره کردند و این بی علت نیست.

یزید علت را جویا شد و امام فرمود:

آنان زیرک و عاقل بودند و اینها فریقه و نادان هستند، زیرا جز ناپاکان کسی پیامبران و فرزندان آنان را نمی کشد.

یزید سرافکنده شد و دستور داد آنان را از مجلس بیرون ببرند (2) و سر مقدس امام حسین(ع) را در قصر آویزان کنند.(3) خانه ای در نزدیکی قصر محل استقرار خاندان نبوت شد.(4) یزید که نقشه های خود را خنثی و برنامه هایش را ملغی می دید دستور داد تا خطیب مسجد جامع در اجتماع مردم از علی(ع) و حسین(ع) بد بگوید.

مسجد پر از جمعیت بود، خطیب متملق شام در وصف معاویه و یزید سخن گفت و تمامی فن و هنر خود را در اهانت به علی(ع) و حسین(ع) به کار گرفت.

حضرت زین العابدین(ع) که در مجلس حاضر بود فریاد زد:

وای بر تو، خشنودی مخلوق را بر خشم خداوند ترجیح داده ای؟ عاقبت خود را در آتش خوب بنگر!

آنگاه فرصت خواست تا از فراز منبر سخن گوید.

یزید به وی اجازه نداد، اما پافشاری مردم چاره از او گرفته بود و امام بر منبر استقرار یافت و چنین گفت:

ای مردم، خداوند ما را در شش خصلت عطا فرموده و بر هفت ویژگی برتری یافته ایم. علم، بردباری، سخاوت، فصاحت، شجاعت و محبت در قلوب مومنان را به ما ارزانی داشت و ما را بر دیگران این گونه برتری داد که پیامبر بزرگ اسلام، صدیق علی(ع)- جعفر طیار، شیر رسول خدا حمزه، امام حسن(ع) و امام حسین دو فرزندان بزرگ رسول خدا را از ما انتخاب کرد.(5)هر کس ما را شناخت و آنان که مرا نمی شناسند با معرفی پدرانم خود را به آنها می شناسانم.

ای مردم! من فرزند مکه و منا هستم، من فرزند زمزم و صفا هستم، من فرزند کسی هستم که حجرالاسود را به ردای خود حمل و بر جای خود نصب کرد. من فرزند بهترین طواف کنندگان هستم، من فرزند بهترین حج گزاران و تلبیه گویان هستم، من فرزند کسی هستم که بر براق سوار شد، من فرزند پیامبری هستم که در یک لحظه از مسجد الحرام به مسجد الاقصی رفت. من فرزند کسی هستم که جبرئیل او را به سدره المنتهی برد و به مقام قرب الهی و نزدیکترین جایگاه به خدا رسید، من فرزند کسی هستم که با ملائکه آسمان نماز گزارد. من فرزند پیامبری هستم که خداوند بزرگ برایش وحی فرستاد، من فرزند محمد مصطفی(ص) و علی مرتضی(ع) هستم، فرزند کسی هستم که بینی گردن کشان را به خاک مالید تا به کلمه توحید اقرار کردند.

من پسر کسی هستم که در برابر پیامبر با دو شمشیر و دو نیزه می جنگید، دو بار هجرت و دو بار بیعت کرد و در بدر و حنین با کافران به مبارزه برخاست و به اندازه زدن یک پلک کفر نورزید. من فرزند صالح مومنان وارث انبیا، از بین برنده مشرکان، امیر مسلمانان، فروغ جهادگران، زینت عبادت کنندگان و افتخار گریه کنندگان هستم.

من فرزند بردبارترین صابران، و با فضیلت ترین نمازگزاران از اهل بیت رسول خدا هستم. من پسر کسی هستم که جبرئیل او را تأیید و میکائیل او را یاری کرد. من فرزند کسی هستم که حرم مسلمانان را پاسداری و با مارقین و ناکثین و قاسطین به نبرد پرداخت. من فرزند بهترین قریشم، من پسر اولین سبقت گیرنده در ایمان و شکننده کمر متجاوزان و از بین برنده مشرکانم.

من فرزند کسی هستم که مانند تیری از تیرهای خدا برای منافقان و زبان حکمت بندگان خدا و یاری کننده دین خدا و ولی امر او و بوستان حکمت الهی و حامل علم خدا بود.

او جوانمرد، سخاوتمند، نیکوکار، جامع خیرات، آقا، بزرگ، ابطحی، راضی به خواست خدا، پیشگام در مشکلات، صبور، همیشه روزه دار، پاکیزه از هر آلودگی و بسیار نمازگزار بود.

او که رشته اصلاب دشمنان را از هم گسست و شیرازه احزاب کفر را از هم پاشید. او دارای قلبی ثابت و قدرتمند، اراده ای استوار و محکم و عزمی راسخ بود و مانند شیری شجاع وقتی نیزه ها به هم در می آمیخت آنها را خرد و پراکنده می ساخت. او شیر حجاز و بزرگ عراق از مکی و مدنی، حنیفی، عقبی، بدری، احدی، شجری و مهاجری (6) است که در همه صحنه ها حضور داشت. او سید عرب و شیر میدان جنگ و وارث دو مشعر، پدر حسن(ع) و حسین(ع)، جدم علی بن ابی طالب(ع) است، من فرزند بانوی بانوانم.

امام آن چنان با روحی سرشار از حماسه و عزت سخن می گفت که دستگاه اموی بیمناک شد و برای پرهیز از خشم مردم به موذن دستور داد که اذان بگوید تا امام سکوت کند.

چون صدای موذن به تکبیر بلند شد امام فرمود:

چیزی بزرگتر خداوند نیست.

چون موذن به یگانگی خدا شهادت داد امام فرمود:

موی، پوست، گوشت و خونم به یکتا پرستی شهادت می دهد.

آنگاه که موذن بانگ زد:

"اَشهدُ انُّ مُحمداٌ رسولُ الله"

امام خطاب به یزید فرمود:

این محمد که نامش برده شد جد من است یا تو؟ اگر ادعا کنی که جد توست دروغگویی و کافر شوی و اگر جد من است چرا خاندان او را دم تیغ گذراندی؟(7)

سخنان روشنگرانه امام موجی از نفرت و خشم را در طبقات مردم به وجود آورد. صدای ضجه و شیون اهالی شام حکومت اموی را درمانده کرد، یزید به خوبی دریافته بود که علی رغم آن همه توجه و رسیدگی به مردم شام،(8) امنیت و ثبات سلطنت او هم اکنون از سوی آنان در معرض خطر جدی است. لذا چاره ای نیافت جز اینکه اجازه دهد خاندان پیامبر برای شهدای کربلا به عزاداری بپردازند.

با آغاز عزاداری برای شهدای کربلا، گریه و شیون به موثرترین ابزار برای استیضاح دستگاه جابر اموی تبدیل شد.

عاشورا، طناب دار سلطنت ظلم و کربلا، تیر خلاص استکبار یزیدی شده بود. گروه گروه مردم شام با اهل بیت به عزاداری و همدردی می پرداختند و کار آن چنان بالا گرفت که یزید هم از عبیدالله بیزاری می جست و به خاندان امام حسین(ع) ادای احترام می کرد.

روزی از امام سجاد(ع) عذر خواهی کرد و گفت: آنچه گذشت به عهده فرزند مرجانه است. لعنت خدا بر پسر مرجانه، اگر حسین(ع) با من مواجه می شد، هر چه می خواست انجام می دادم و با تمام قدرت از کشته شدنش جلوگیری می کردم حتی اگر به هلاکت بعضی از فرزندانم می انجامید. اما آنچه اتفاق افتاد و دیدی قضای الهی بود، حال هر احتیاجی دارید بنویسید تا انجام دهم.(9)

امام درخواست کرد تا سر پدر بزرگوارش را تحویل دهند که یزید امتناع کرد، اما فشار افکار عمومی کار را به جایی رساند که به قبول طبری، یزید بر سر سفره غذا نمی نشست مگر اینکه علی بن الحسین(ع) را فرا می خواند و او را بر سر همان سفره می نشاند؛(10) البته تغییر رفتار یزید فریبی بیش نبود و او و مشاوران نیرنگ بازش شرایط را تحلیل کرده و زمان را مقتضی چنین برخوردهای منافقانه ای می دانستند والا در پشت پرده، حقیقت اندیشه امویان غیر از آنچه بود که مردم مشاهده می کردند.

یزید هر دو عراق،(کوفه و بصره)، را در حوزه قلمرو عبیدالله قرار داد(11) و یک میلیون درهم پاداش برای وی فرستاد و در جواب بی وفایی مردم کوفه نسبت به امام حسین(ع) و خلق ماجرای کربلا دستور داد عبیدالله به میزان صد در صد بر پاداش و هدایای مردم کوفه بیفزاید و با همین عطایای یزید بود که عبیدالله دو کاخ سرخ و سفید ساخت تا زمستانها را در قصر حمراء و تابستان را در قصر بیضا بگذارند. به هر حال هیچ گونه آثاری از ندامت و تغییر رویه در زندگی خفت بار او ثبت نشده است.

****************************************

پی نوشت ها:

1) سوره اعراف، آیه 111.

2) مسعودی، اثبات الوصیه، ص 170.

3) شُبّر، جلاء العیون، ج 2، ص 263.

4) ارشاد المفید، ج 2، ص 112.

5) در این خطبه شش علت برای برتری ذکر شده است اما در نقل کامل بهایی خصلت هفتم را حضرت مهدی ثبت کرده اند. نفس المهموم، ص 450.

6) در بیعت شجره شرکت کرد و از مهاجران مکه به مدینه بود.

7) بحار الانوار، ج 45، ص 137، طبرسی، الاحتجاج، ج2، ص 132، با قدری اختصار.

8) معاویه به یزید گفته بود که آنان را همچون دو چشم خویش و از خواص خود قرار ده. اخبارالطوال، ص 274.

9) حیاه الامام زین العابدین، ص 179.

10) تاریخ طبری، ج5، ص 233.

11) معجم البلدان، ج4، ص 93.

منبع:وارث



موضوعات مرتبط: حضرت امام سجاد(ع)، محرم و عاشورا
برچسب‌ها: آبروی یزید در مسجد شام رفت
[ یکشنبه دهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 8:9 ] [ انجمن نویسندگان ]
در روایتی امام سجاد(علیه السلام) به نعمان بن منذر مدائنی فرمود: در شام هفت مصیبت بر ما وارد آوردند که از آغاز اسیری تا آخر، چنین مصیبتی بر ما وارد نشده بود:
1- ستمگران در شام اطراف ما را با شمشیرهای برهنه و استوار کردن نیزه ها احاطه کردند و بر ما حمله می کردند و کعب نیزه به ما می زدند و در میان جمعیت بسیار نگه داشتند و ساز و طبل می زدند.

2- سرهای شهدا را در میان هودج های زن های ما قرار دادند، سر پدرم و سر عمویم عباس را در برابر چشم عمّه هایم زینب و ام کلثوم(علیهماالسلام) نگه داشتند، و سر برادرم علی اکبر و پسرعمویم قاسم را در برابر چشم سکینه و فاطمه (خواهرانم) می آوردند و با سرها بازی می کردند، و گاهی سرها به زمین می افتاد و زیر سم ستوران قرار می گرفت.

3- زن های شامی از بالای بام ها، آب و آتش بر سر ما می ریختند، آتش به عمامه ام افتاد، چون دست هایم را به گردنم بسته بودند، نتوانستم آن را خاموش کنم، عمامه ام سوخت، و آتش به سرم رسید و سرم را نیز سوزانید.

4- از طلوع خورشید تا نزدیک غروب در کوچه و بازار با ساز و آواز، ما را در برابر تماشای مردم در کوچه و بازار گردش دادند و می گفتند: ای مردم بکشید این ها را که در اسلام هیچ گونه احترامی ندارند.

5- ما را به یک ریسمان بستند و با این حال ما را از در خانه ی یهود و نصاری عبور دادند و به آن ها می گفتند: این ها همان افرادی هستند که پدرانشان، پدران شما را در خیبر و خندق و ... کشتند و خانه های آن ها را ویران ساختند، امروز شما انتقام آن ها را از این ها بگیرید...

6- ما را به بازار برده فروشان برده و خواستند بجای غلام و کنیز بفروشند ولی خداوند این موضوع را برای آن ها مقدور نساخت.

7- ما را در مکانی جای دادند که سقف نداشت، روزها را از گرما و شب ها از سرما آرامش نداشتیم...
برگرفته از سوگنامه آل محمد، (ص)



موضوعات مرتبط: حضرت امام سجاد(ع)، محرم و عاشورا
برچسب‌ها: هفت مصیبت شام از زبان امام سجاد
[ شنبه نهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 12:29 ] [ انجمن نویسندگان ]
امام سجاد(ع) فرمود: حضرت موسی بن عمران از رهگذری عبور کرد، مردی را دید که دست به سوی آسمان برداشته و خدا را می خواند.

موسی(ع) از پی کار خود رفت و پس از هفت روز مراجعت نمود، مشاهده کرد او همچنان دست به آسمان دارد و دعا می کند.

موسی(ع) عرض کرد: بارالها! این بنده هفت روز است دعا می کند که حاجتش را بر آوری و تو خواسته اش را اجابت ننموده ای.

خداوند به موسی وحی فرستاد که اگر او مرا آنقدر بخواند که دستش بیفتد و زبانش قطع شود دعایش را مستجاب نمی کنم مگر از راهی که مقرر داشته ام برود و مرا بخواند.۱
منبع:
۱- مکارم اخلاق،ج۲،ص۲۸۳.
۲- قصه های تربیتی،ص۳۸۴.



موضوعات مرتبط: حضرت امام سجاد(ع)، عبادت و دعا، حکایت و داستان
برچسب‌ها: دعایی که اجابت نمی شود
[ دوشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۲ ] [ 8:47 ] [ انجمن نویسندگان ]
میلاد امام سجاد مبارکباد


بنا نیست امروز افسرده باشیم
پس از چند شب باز پژمرده باشیم

مگر می شود نور را دیده باشیم؟
ولی دل به خورشید نسپرده باشیم

بنا بود ما را سر پا ببینند
اگر بارها هم زمین خورده باشیم

سه شب در به در بین کوچه نشستیم
که سهمی از این سفره ها برده باشیم

محال است ما را از آقا بگیرند
محال است حتی اگر مرده باشیم

اسیرم به گیسوی بالا نشینی
فدای گرفتاری این چنینی

تو شهر غریبی مسافر نداری
شب پنجم ماه، زائر نداری

در این چند شب بال ها کربلایند
بمیرم برایت مهاجر نداری

نبینم برای تو شعری نگفتند
مبادا بگویند شاعر نداری

تو چهارم مسیر به سمت خدایی
تو چهارم مسیری که عابر نداری

در این روزها که تو تنهاترینی
در این روزها که تو زائر نداری

مرا زائر بی قرار تو کردند
دلم را چراغ مزار تو کردند


بنا شد اگر سائلی نان بگیرد
چه خوب است که از کریمان بگیرد

بنا شد اگر شاه نوکر بگیرد
چه بهتر که از نسل سلمان بگیرد

علی خواست تا که برای حسینش
زنی در بلندای ایمان بگیرد

تمام زمین و زمان را که می گشت
بنا شد عروسی از ایران بگیرد

اسیری شهبانوی ما می ارزد
که این خاک بوی «حسین جان» بگیرد

تو آقا ترینی و سجاد مایی
تو شاهی و فرزند داماد مایی


خدا باز تصویر مولا کشیده
برای حسینش، علی آفریده

تو از بس که غرق حضور خدایی
برای عبادت تو را برگزیده

هر آن کس که دیده تو را صبح یا شب
سر سفره های مناجات دیده

ترحم کن ای آسمان محبت!
به این قطره های چکیده چکیده

چه می خواهم از تو که داده نباشی
به اندازه کافی از تو رسیده

همین که گدای تو هستیم کافیست
ابو حمزه های تو هستیم کافیست


بخوان تا ابوحمزه ایمان بگیرد
بخوان آدمی بوی انسان بگیرد

بخوان: «ابکی – ابکی – لنفسی - لقبری...
دل مرده ی ما کمی جان بگیرد

...و یا غافر الذنبُ یا قابل التوب
الهی تصدق عَلَیَّ بعفوک

انا لا انسی ایادیک عندی
الهی تصدق علیّ بعفوک

الهی و ربی علیک رجائی
الهی تصدق علیّ بعفوک...»

لباس مناجت را هر که باید
شب پنجم ماه شعبان بگیرد

تو هستی دلیل مسلمانی ما
نجات پر و بال زندانی ما


به جز عالم سائلی عالمی نیست
به غیر از کریمی تو حاتمی نیست

بر این خشک ها تا که باران ببارد
به غیر از غلام تو صاحب دمی نیست

خدا از سرم سایه ات را نگیرد
جز این هر چه را هم بگیرد غمی نیست

چهل سال بر سر در خانه ی تو
به جز پرچم کربلا پرچمی نیست

تو یعقوبی و پلک مجروح داری
چهل سال گریه، زمان کمی نیست

چهل سال گریه، چهل سال ناله
چهل سال گریه برای سه ساله


لطیفیان



موضوعات مرتبط: حضرت امام سجاد(ع)
برچسب‌ها: هیات محبین فاطمه الزهرا, خزانه بخارایی, شعر میلاد امام سجاد, بنا نیست امروز افسرده باشیم
[ جمعه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۲ ] [ 20:59 ] [ انجمن نویسندگان ]
به گزارش  باشگاه خبرنگاران، بقیع نام سرزمینی است در مدینه كه به دستور رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم به قبرستانی برای مسلمانان تبدیل شد.

اولین كسی كه در آنجا به توصیه رسول خدا دفن شد عثمان بن مظعون بود كه از دوستان نزدیك پیامبر و امیرالمؤمنین علی علیه السلام به شمار می‌رفت؛ علی علیه السلام در سخنانش او را بسیار یاد می‌كرد و از روی علاقه‌اش به او، نام یكی از فرزندانش را عثمان نهاد.

رسول خدا برخی از شهدای احد و نیز فرزندش، ابراهیم، را در آنجا دفن كرد و به این ترتیب بر شرافت آن افزود. بعدها كه عثمان بن عفان در قبرستان یهودی‌های مدینه به اسم حس كوكب دفن شد، معاویه بقیع را به قدری گسترده ساخت كه قبر عثمان در بقیع قرار گیرد.

بقیع هم ‌اینك مزار چهار تن از امامان شیعیان ( امام حسن مجتبی(ع) ، امام سجاد(ع) ، امام باقر(ع) و امام صادق(ع) ) است. همچنین قبر بیشتر زنان پیامبر(ص) و نیز عباس عموی پیامبر(ص) و فاطمه بنت اسد، مادر امام علی علیه السلام، و برخی دیگر از بزرگان در این قبرستان قرار دارد. بقیع قبرستانی است مورد احترام همه فرقه‌های اسلامی، و اكنون در چند قدمی حرم پیامبر قرار دارد.

در ادامه برای شما لینك دریافت تصاویر سه بعدی این مكان مقدس را قرار داده ایم.

از قابلیت های انحصاری این تصاویر می توان به موارد زیر اشاره كرد :

1) قابلیت چرخش سه بعدی تصاویر (180 × 360 درجه) با استفاده از موس

2) طبیعی بودن تصاویر و القای حس واقعی حضور در محل

3) بررسی محل از نگاه خود

4) قابلیت زوم بر روی تصاویر (با استفاده از غلطت بالا و پایین رونده موس)

5) قابلیت استفاده از این تصاویر برای محافظ صفحه نمایش (screen saver)

نحوه استفاده :

اگرچه اغلب كاربران در اولین نگاه متوجه امكانات این تصاویر خواهند شد اما بهتر است اشاره ای گذرا بر نحوه عملكرد آن داشته باشیم :

1) برای حركت فقط باید ماوس را حركت دهید تا به تمامی نقاط تصویر پاناروما دسترسی داشته باشید .

2) در این تصاویر شما می توانید به صورت مجازی لنز عكاسی را زوم كنید . از دكمه اسكرولر ماوس و یا كلیدهای PageUP و PageDown برای تعویض بزرگنمائی تصویر از لنز ۱۷ میلی متر تا لنز ۷۵ میلی متر استفاده كنید . ضمنا این كار را می توانید با نگاه داشتن كلید سمت راست ماوس و عقب و جلو كردن ماوس نیز انجام دهید .

3) برای انتخاب تصویر پاناروما ( سه بعدی ۱۸۰ در ۳۶۰ درجه ) به عنوان محافظ صفحه نمایش ( Screen Saver ) از كلید F5 استفاده كنید .(البته در ابتدا و قبل از اجرای تصویر آن را به محل مشخص و ثابتی انتقال دهید تا پس از فشردن كلید F5 ، تصویر همیشه از همانجا فراخوانی شود.)

4) برای خروج از كلید ESC استفاده كنید .

دانلود




موضوعات مرتبط: دانلود صوتی، حضرت امام حسن(ع)، حضرت امام سجاد(ع)، حضرت امام محمدباقر(ع)، حضرت امام صادق(ع)
برچسب‌ها: هیات محبین فاطمه الزهراء, خزانه بخارایی, بقیع, دانلود
[ دوشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۲ ] [ 12:34 ] [ انجمن نویسندگان ]
درباره وبلاگ

هیات محبین فاطمه الزهراء (س)-1370
*اخبار هیأت
*اعلام مکان و زمان مراسم های هیأت
*درج مطالب و مقالات مذهبی و علمی مذهبی
*آدرس هیئت:تهران-خزانه شهید بخارایی
لينک هاي مفيد
امکانات وب